على اصغر ظهيرى
334
كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)
ماجراى ولادت حضرت جوادالائمه عليه السلام ابن شهر آشوب از « حكيمه » دختر امام كاظم عليه السلام روايت كرده است كه گفت : هنگامى كه وضع حمل « خيزُران » مادر امام جواد عليه السلام فرا رسيد ، امام رضا عليه السلام به من فرمود : اى حكيمه ! هنگام وضع حمل خيزُران نزد او حاضر باش . به دستور امام رضا عليه السلام من و قابله را در يك اطاقى جاى داد و چراغى در آن اطاق گذاشت و درِ آن اطاق را به روى ما بست ، وقتى كه خيزران دردِ زايمان گرفت ناگهان چراغ خاموش شد ، در همين هنگام حضرت جواد عليه السلام ديده به جهان گشود و سرتاسر اطاق نورانى شد . من نوزاد را گرفتم و بر دامن خود نهادم و پس از اينكه از كارهاى نوزاد فارغ شديم او را به حضرت رضا عليه السلام داديم ، آن حضرت با ديدن فرزندش بسيار خوشحال شد و او را در گهواره نهاد و فرمود : اى حكيمه ! مواظب گهوراه باش . روز سوم ولادت حضرت جواد عليه السلام بود كه آن حضرت چشم خود را گشود و به طرف راست و چپ نگاهى كرد و فرمود : « اشهد ان لااله الَّا الله و اشهد ان محمداً رسولُاللَّه » حكيمه مىگويد : وحشت زده برخاستم و خود را به امام رضا عليه السلام رساندم و عرض كردم : چيز عجيبى از اين نوزاد ديدم ، فرمود : چه شنيدهاى ؟ ماجراى شهادتين نوزاد را باز گو كردم ، حضرت رضا عليه السلام فرمود : يا حَكِيْمَةُ ! ما تَرَوْنَ مِنْ عَجائِبِهِ اكْثَرُ . « 1 » « اى حكيمه ! آنچه از شگفتىهايى كه از اين نوزاد در آينده خواهى ديد ، بسيار است . »
--> ( 1 ) - مناقب ابنشهر آشوب ، ج 4 ، ص 394 .